سيد محمد كمره اى
436
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
مىكنم كه چه قسم بايد بكنيم و با اينها چه قسم بازى نماييم كه هم آنها را خنثى نموده ، هم خودمان مشغول تجهيزات محرمانه بشويم . بعد از تكميل و قوت ، آنوقت ظاهر شويم . اظهار صميميت ميرزا على اكبر ساعتساز بعد مجله هم آمد . خلخالى گفت يك روز هم ما را منزل خودش ، نجات ، دعوت نموده آقا ميرزا على اكبر ساعتساز هم آمد و اظهار مساعدت و همراهى نمود و گفت به من چه خواهيد داد ؟ من فقط رابطى كميته را مىخواهم . اگر من رابط كميته شدم و شما هم كميته ، همه قسم موافقت خواهم كرد و اگر شماها كميته شديد و من رابط نشدم باز اطاعت به شماها خواهم داشت و اگر شماها كميته نشديد و من رابط شدم يا نشدم مخالف با كميته خواهم بود و قسم خورده كه از روى صميميت كار كند . بعد قرار شد فردا عصر چهارشنبه برويم منزل دكتر حسن خان و جمعى را دعوت كنند و شما را هم خبر كنند كه بناى تشتت فرقه را چه كنند . شما نيامديد و جمعيتى هم جمع نشد فقط من و نجات و صدرايى و پرويز بوديم و قرار شد كه امروز شنبه عصر به خانه صدرايى برويم ، حال رأى شما چيست ؟ بايد گذاشت اينها با آن فساد كميته را انتخاب كنند و ما كار نكنيم يا آنكه ما خودمان كار بكنيم محرمانه ؟ من گفتم نه با ديكتاتورى آنها و نه خودمان محرمانه ، بلكه علنى و با دست عموم . بالاخره از آقاى خلخالى پرسيدم معاون السلطنه با آقايان هست ؟ گفت مىخواهند او را راه ندهند و با او بد هستند . كاشانى هم كنارهگيرى كرده اما او را به هرشكلى باشد مىخواهند داخل نمايند ، چون خروج او را مضر مىدانند . كتك خوردن حاج ابراهيم نانوا قرار شد كه عصر برويم منزل صدرايى و هيچچيز را قطعى نكنيم و عقب بيندازيم و خودمان عصر دوشنبه در منزل بنده جمع شده فكرى نماييم و نزد خودمان قطعى نماييم . بعد صحبت حاج ابراهيم نانوا و كتك خوردن او شد كه باعث ، اقتدار الدوله بود كه سه خروار و نيم آرد برايش آورده بودند و حاج ابراهيم تقسيم به نانواها كرده بود . خبر به اقتدار مىرسد ، اقتدار بناى توپوتشر گذاشته